خلیج فارس ثبت جهانی شد ؟

مدیر کل دفتر مالکیت صنعتی وزارت صنعت، معدن و تجارت گفته : تمام حرکات و اقدامات انجام شده برای ثبت جهانی نام کهن و پرآوازه خلیج فارس که دو سال پیش آغاز شد، برای جلوگیری از هر گونه چالش به صورت چراغ خاموش بود.

سیدمهدی میرصالحی مدیر کل دفتر مالکیت صنعتی وزارت صمت در این نشست اعلام کرد که با تلاش و پیگیری مستمر دفتر مالکیت صنعتی وزارت صمت، خلیج فارس ایران با پیشوند مروارید در سازمان جهانی مالکیت فکری (WIPO) به ثبت جهانی رسید.

منظور مروارید های خلیج ( همیشه ) فارس ثبت جهانی شد . دوستان مردم ایران را کوته نگر فرض کردند . شاید آقایان نادان باشند ولی مردم ایران بیشتر از آنها میفهمند و درک میکند . این ثبت جهانی به عنوان اسم یک مروارید که نام خلیج فارس را تداعی میکند قابل ستایش است ولی اگر آن را ربط و گسترش بدهیم به سندی برای نام خلیج همیشگی فارس بسیار کوتاه نگرانه حواهد بود . عرب های حوزه خلیج فارس هنوز از اسم جعلی خ ل ی ج استفاده میکنند و خواهند کرد . مدیران سعی کنند از راههای قانونی  نام خلیج فارس را مستدام دارند . نام این مکان در خوزه بین المللی و جغرافیایی مطمئنا کار وزارت صنعت و معدن نیست . 

نام پرآوازه و کهن خلیج فارس را که دارای پشتوانه صد‌ها سند، کتاب و نقشه های قدیمی است شاید بهتر باشد وزارت امورخارجه با همکاری اساتید و دست در اندر کاران این نام را در گوش عربها و امریکایی ها فرو برند . البته و صد البته در این زمینه به رضا شاه کبیر احتیاج است نه آقایانی که به فکر میز کاری خود فقط هستند . 

بازار تکذیب خبرها داغ است !!

وساطت سیدابراهیم رئیسی آزاد برای آزادی طلاب قم  بعد از 6 دقیقه از وصول خبر تکذیب شد . این جدید ترین تکذیبه است که تا الان ساعت 5.30 دقیقه روز 27 شهریور 1397 بدست ما رسید البته آخری هم نخواهد بود همانطور که در گذشته بارها و بارها شنیده ایم این تکذیبه ها نشان از درستی خبر دارد . 

ارسال مهمات به حزب الله در سال 1393 تکذیب شد سال 1394 نصرالله در سخنرانی اش تاکید کرد ایران به ما کمک نظامی میکند . ارسال مهمات به یمن تکذیب شد و فقط کمک مستشاری را تایید کردند . مهمات کشف شده نشان از عدم صحت تکذیبه را داشت . 

 Bilderesultat for ‫تکذیب شد‬‎

 

گشتار و ضرب وشتم در وقایع اعتراضی به انتخابات و یا وقایع اعتراضی قبل از آن همگی تکذیب شد و زمانی که تصاویر ضبط شده توسط مردم در شبکه های اجتماعی پخش شد مجبور به تایید خبر شدند 

قدرت شبکه های اجتماعی به قدری است که میتواند هر مسئولی را در شبکه های اجتماعی را به زیر سوال ببرد هر فعالیت را سریع منتشر و حتی برای هزاران یا میلیونها نفر دید ه شود و یا باز پخش شوند . این قدرت شبکه اجتماعی هر رژیمی را به تکذیب اخبارمجاب میکند مخصوصا زمانیکه که ترس از بازپخش آن و عکس العمل مردم از آن حس میشود  .

پس اولین عکس العمل یک سیستم غیر دمکراتیک تکذیب خبر هر چند برای مدت کوتاهی باشد . آنان میدانند که تکذیب خبر میتواند  کوتاه مدت باشد و  مردم  میتوانند با ارسال عدله های مختلف و اسناد دیگر  در مجاری و فضای مجازی آن تکذیبیه را خنثی کنند ولی جلوگیری از قدرت اولیه و کاستن از التهاب اجتماعی با کمک تکذیب آن  موضوع به رژیم این امکان را میدهد تا بتواند مدیریت بیشتری به آن موضوع پیدا کند . و این ترفندی برای سیاستمدارانی است که به محیط مدیریت خود احاطه کامل ندارند . 

به عنوان یک شهروند زمانیکه  تکذیبه  خبریی  را میخوانم یا میشنوم به صحت آن شک میکنم و شروع به تحقیق به دانستن و بیشتر شناختن از خبر اصلی میکنم . در اکثر مواقع اخبار تکذیبی در اصل صخت داشته و تکذیب کننده بدنبال زمان بوده است . 

بعد از گذر از یک دوران سیاسی چرا نباید  شواهد آن را تخریب کرد .

 

ما ملتی کتاب خوان نیستیم همانطور که میدانید سرانه مطالعه ما ایرانیان ۲ دقیقه (بدون زمان خواندن قرآن، مفاتیح و روزنامه[1]) و اگر زمان درس خواندن را هم به آن اضافه کنیم ۶ دقیقه است و متاسفانه از گذشتگان خود هم تجربه زیاد نیاموخته ایم  . شاید  از بزرگان خود هم شنید باشیم اما پندی نگرفتیم و آویزه گوشمان نکردیم  که اگر از تاریخ گذشته خود آموخته بودیم و مطالعه ایی در آن باب داشتیم الان بدین گونه نبودیم .

دبی(2)  از صحرا به مکان آرزوها تبدیل شد و ما از بهشت برین به جهنمی دوزخین . سقوط آزاد در بین دولتهای منطقه چه از لحاظ اقتصادی و چه از لحاظ سیاسی  به یاد مان هست و اگر در دوران 57 هم متولد نشده باشیم از پدران و یا رسانه های اجتماعی در این باب شنیده ایم .میدانیم  دست ها و برنامه های متعدد و مکرری به این سقوط  آزاد کمک کرد ولی عدم دانش سیاسی مردمان سال 57 و عدم دانش از گذشته و سو استفاده از مردمانی مذهبی شتاب دهنده این واقعه بود .  من فقط عوامل خارجی را در واقعه 57 دخیل نمیدانم خواسته یا نخواسته از وزیر آموزش و پروش آن زمان تا تصمیم گیرندکان فرهنگی در آن نقش داشتند . روند اقتصادی و رشد اقتصادی در دوران فبل از 57 برای من قابل  تحسین و احترام  است و  این تاثیرگذار ی در امور اقتصادی  ملزم به رشد فرهنگی  هم بود ولی متاسفانه  ما در امور فرهنگی رشد همسو و یکنواختی با رشد اقتصادی را ناظر نبودیم  و در این  باب تاریخ  و شناخت ما از دوران گذشته مان مظلوم ترین بود . 

شناخت  از مخالفان  سلطنت در آن دوران یک جرم محسوب میشد و مردم حق نداشتن در باره انها مطالعه داشته باشند به همین دلیل هر گونه مخالفتی از سوی  چپ و یا کمونیست و  مذهبیون  با سلطنت  صورت میگرفت درآن  دوران انقلاب یک ارزش تلقی میشد  .  ملتی که از گذشته خود نداند دور تسلسل را می پیماید . ما سعدی و حافظ و فردوسی را خوب میشناسیم و یک ایرانی خداقل یک دیوان از یکی از این شعرا را درخانه دارد  هرجند شاید برای تزئین و یا فال از آن استفاده شود ولی مقبره هر کدام از آنها ما را به داشتن و دانستن بیشتر در مورد آنها ترغیب میکند . 

وقتی سفری به شیراز داری از اماکن تفریحی  و توریستی آن هم دیدن میکنید احتمالا از حافظیه هم دیدن میکنید پس خواسته یا ناخواسته  از آنجا می آموزید و اگر پدر یک خانواده باشید به فرزند خود هم آن را انتقال میدهید .  این یعنی آموزش از نسلی به نسل دیگر .

اما متاسفانه در فرهنگ بیشتر ما در خاورمیانه بدین گونه نقش بسته تا اماکن و ابنیه که به آن دلبستگی خاطر داریم محفوظ نگه داشته و آن را پاس بداریم و در مرمت آن گوشا باشیم و ابنیه دشمنان یا مهاجمان و متخاصمان را نابود کرده تا در تاریخ با نام نیک از آن یاد نکند . ما یاد نگرفتیم به مانند اروپائیان از دوران تلخ خود هم به یادگار برای آیندگان برای پند آموختن محافظت کنیم . ابنیه هیتلر و کوره های آدم سوزی مکان های شکنجه جنک جهانی اول ودوم  و موزه های دوران فقر در نروژ و شاید هزاران مکانهایی که در حال حاضر از اماکن توریستی اروپا به شمار میروند به مردمان آن مناطق این متذکر میشود   که گذشته تاریک چراغی برای آیندگان است .

بعد از گذر از جمهوری اسلامی نباید شواهد را نابود کرد . نباید این حق را از نتیجه هایمان بگیریم و ندانند چه مسیبتی را ما گذرانده ایم . نباید این اجازه را بدهید تا تاریخ برای نسل آینده ما دوباره تکرار شود . باید برای نسل های آینده روشنگری کرد که گذشته ایران چه بوده تا از دوباره نویسی آن جلوگیری کرد . خشم خود را فرو نشانده و بدانیم آینده از آن ماست با تخریب ابنیه های و مرقد ها شاید بتوانیم تنفرمان  را نشان دهیم اما نتوانستیم از دوباره رخ دادن آن تاریخ جلوگیری کنیم و ظلمی به آیندگان داشته ایم و دوران تسلسل جهل و نادانی را روشن نگاه داشته ایم . بیاید برای فرزندانمام  چراغی باشیم تا آنها به این چاه نیفتند . 

ماخذ > 

(1) و (2) - ویکی پدیا 

جوابیه استفتا معصومه ابتکار به آیت‌ الله مکارم: حضور زنان در ورزشگاه‌ ضرورت ندارد

 

 
آیت‌الله مکارم شیرازی در پاسخ به استفتایی درباره حضور بانوان در ورزشگاه‌ها پاسخ داد.

خبرگزاری حوزه: آیت‌الله مکارم شیرازی در پاسخ به استفتائی درباره حضور بانوان در ورزشگاه‌ها پاسخ داد.

متن استفتاء به شرح زیر است:

با سلام؛

معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده در برنامه گفتگو محور «مجله روز» رادیو معارف که با موضوع «حضور زنان در ورزشگاه‌ها؛ آری یا خیر؟» پخش شد، به بیان نکاتی پرداخته است که متن آن تقدیم حضور می‌گردد: دکتر «معصومه ابتکار» معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده، از موافقان اجرای این طرح در پاسخ به این اشکال که برخی مراجع تقلید اجرای این طرح را ضروری نمی‌دانند و ورود به آن را خط قرمز می‌دانند، گفت: قطعا به مراجع اطلاعات غلط داده‌اند وگرنه مراجع عظام تقلید به هیچ وجه مخالف اجرای این طرح با رعایت حدود شرعی نیستند.

۱. لطفا نظر خود را درباره حضور بانوان در ورزشگاه به صورت شفاف و روشن بیان فرمایید.

۲. آیا واقعا درباره حضور بانوان در ورزشگاه‌ها اطلاعات غلط به مراجع معظم تقلید رسیده است که تقریبا همگان مخالف حضور زنان در ورزشگاه‌ها هستند؟

* پاسخ حضرت آیت الله مکارم شیرازی

با اهداء سلام و تحیت؛

جوّ حاکم در ورزشگاه‌ها برای حضور زنان مناسب نیست و شکی نیست که اختلاط جوانان و آزاد بودن آنها سرچشمه مشکلات زیادی از نظر اخلاقی و اجتماعی می‌شود؛ اضافه بر این در بعضی انواع ورزش، مردان پوشش مناسبی در برابر زنان ندارند؛ بنابراین لازم است از حضور در این برنامه‌ها خودداری کنند؛ به خصوص اینکه این برنامه‌ها را از رسانه‌ها می‌توانند ببینند و حضور آنها ضرورتی ندارد.

همیشه موفق باشید

دفتر آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی

از این جوابیه میتوان اینگونه تصور کرد که استادیوم با حضور زنان دیگر مکان ورزشی نیست . و زنان در استادیوم منقلب میشوند چون ورزشکاران پوشش مناسبی ندارند . ولی نفهمیدم چطور یک زن از فاصله دور  فونبالیستی را ببیند منقلب میشود و پوشش نا مناسب او بر زن تاثیر گذار است   ولی در تلویزیون که هم بزرگتر و واضح تر میتوان تصویر را دید و تازه صحنه آهسته هم دارد منقلب نمی شوند . احتمالا  آقای مکارم در مورد منقلب شدن  زن با  اهل خانه مشورتی داشته اند و حق النصاف اهل خانه هم که مشکلی با دیدن تصاویر فوتبال نداشتند او را به درستی راهنمایی کردند ولی چون هیچکدام از اهل خانه به استادیوم فوتبال نرفته اند به آیت الله مشورتی نتوانسته اند بدهند و ایشان به گفته دیگران بسنده کرده و رفتن زنان را جایز ندانسته اند . 

ایشان جو ورزشگاه را مناسب ندانسته پس اگر این جو را بتوان تغییر داد پس نظر ایشان هم تغییر می کند  . در جایی دیگر ایشان اختلاط  جوانان و آزاد بودن آنها سرچشمه مشکلات زیادی از نظر اخلاقی و اجتماعی  در ورزشگاه ها میداند . آنقدر که ما میدانیم تصور بر این است که حامیان این طرح ورودی و خروجی مجزا برای بانوان در نظر گرفته اند و اختلاطی بوجود نمی آید . و نکته دیگر آزاد بودن جوانان است که امید است آیت الله مکارم لطفی کنند جامعه را از محلی نگاه کنند که واقعی تر به نظر میرسد و به گفته های دفتر خود اکتفا نکنند . 

در آخر فرمایش ایشان نقل شده که  زنان برنامه‌ها را از رسانه‌ها می‌توانند ببینند و حضور آنها ضرورتی ندارد. این بدین معنی است که  تلویزیون تصاویر سال های گذشته  مردم را در پارک ها نشان دهند تا مردم  ضرورتی به رفتن پارک ها نداشته باشند . لذت سفر را هم پس میتوان با نشستن در خانه و با دیدن تصاویر از تلویزیون برد . آیا این دیدگاه برای همه اقشار با هر لباسی قابل بسط و گسترش است  یا زنان اینجا مظلوم واقع شدند و اسیر گذشته نگری مفرط اند ؟

اروپا نیز این گذر را در تاریخ سپری کرده  ولی عجبم که در قرن بیست و یکم چرا باید  گذشته را دوباره بیاموزیم .